خرید بک لینک
بسم الرحمن اين عيد هم كم كم به پايان خود نزديك ميشود به قول گاندي نميدانم هرسالي كه ميگذرد يكسال به عمرم اضافه ميشود يا يكسال از آن كم ميشود حالا هفتمين سال ازكنكور كارشناسي ام گذشته است راه جديدي آغا

برچسب: نویسنده: ستایش جلالی تاريخ: پنجشنبه 11 بهمن 1397 ساعت: 20:58

بسم الرحمن... امروز بعد از مدت ها ساعت ٧ صبح رو ديدم صبا رو بردم دانشگاه و خودمم اومدم كتابخونه ميرزا نشستم پاي كارام هنوز گيج و گنگم اما دارم خودمو جمع مي كنم ميخوام كار كنم فعال باشم مفيد باشم اما

برچسب: نویسنده: ستایش جلالی تاريخ: پنجشنبه 11 بهمن 1397 ساعت: 20:58

بسم الرحمن شايد من اينجا توليد محتوا نكنم اما خيلي راحت و بي پرده حرفم رو مي نويسم حتا اگر كسي نخونه مدلم رو هركاري مي كنم درست نمي شه جواب نميده و واقعا احساس ميكنم خدا اون دنيا يه چيز خفني به ما مي

برچسب: نویسنده: ستایش جلالی تاريخ: پنجشنبه 11 بهمن 1397 ساعت: 20:58

بسم الرحمن...

احساس مي كنم افسردگي دارم

حوصله انجام هيچ كاري رو ندارم

ناراحتم سرم درد مي كنه و حالم خوب نيست

هيچ اميد و آرزويي ندارم

شايد يك هفته رفتم سفر تنها كه فكر كنم كه مي تونم ادامه بدم يا نه

خيلي خسته ام

حتي حال ندارم اينجا بنويسم

پ ن: مي خوام وقت مشاوره بگيرم

برچسب: نویسنده: ستایش جلالی تاريخ: پنجشنبه 11 بهمن 1397 ساعت: 20:58

بسم الرحمن... امروز بعد از مدت ها اومدم که بنویسم چند روزییه حال خوبی دارم و به خودم اجازه نمیدم که الکی دعوا کنم با مهدی مهدی صبورترین آدمیه که تا حالا دیدم پایان نامم دست دکتر اسلام لوییانه و دوشنبه

برچسب: نویسنده: ستایش جلالی تاريخ: پنجشنبه 11 بهمن 1397 ساعت: 20:58

بسم الرحمن دیشب خواب بابامو دیدم همش خواب میبینم برگشته روز به روز بیشتر دلم براش تنگ میشه یعنی میشه برگرده ببینمش و بغلش کنم و گریه کنم میشه پیشش باشم و هیچ وقت ازش جدا نشم؟ میشه فقط بشینمو نگاش ک

برچسب: نویسنده: ستایش جلالی تاريخ: پنجشنبه 11 بهمن 1397 ساعت: 20:58

بسم الرحمن...

این روزها فقط بیدار میشوم دور خودم میچرخم و سعی میکنم به چیزی فکر نکنم

اما شب ها دوباره خوابم نمیبرد

فکر پایان نامه و دیر شدن و اینکه از پسش برنمی آیم

فکر آینده

کنکور مهدی

و اینکه دیوار را چه رنگی کنیم

کتابی که تازه شروع کرده ام اسمش انسان خردمند است

و هنوز برجاده های آبی سرخ را تمام نکرده ام چون همه اش عذاب وجدان پایان نامه ی لعنتی را دارم

این فصل۳ که هرروز جانم را میخورد

امیدوارم هرچه زودتر تمام شود

برچسب: نویسنده: ستایش جلالی تاريخ: پنجشنبه 11 بهمن 1397 ساعت: 20:58

صفحه بندی